غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

371

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

نموده ماه‌روى نامى كه قبل از محمود غزنوى سرور آن طايفه بود از تهييج فتنه انديشيده اجلاف اعراب را بر قتل آن شاهزادهء بىسامان تحريض كرد و چون زمانه لباس سوگوارى پوشيد بعضى از اتباع ابن نهج منتصر را بقتل رسانيدند و اينخبر بعرض سيف الدوله رسيده آن طايفه را بغارتيد و ماه‌روى را بتيغ تيز بگذرانيد و از اين واقعه آتش اقبال آل سامان بالكليه به آب ادبار منطفى گشت و دست مشيت مالك الملك على الاطلاق بيكبارگى بساط دولت آن طايفه را درنوشت فسبحان الملك الدايم الذى لا يزول ملكه گفتار در بيان مبادى احوال ملوك غزنويه و ذكر رسيدن امير سبكتكين باصناف سعادات دنيويه بعقيدهء مورخان فضيلت قرين نسب تمامى سلاطين غزنين بامير ناصر الدين سبكتكين غلام الپتكين ميپيوندد و الپتكين در ايام دولت ملوك سامانى از مرتبهء رقيت بدرجهء امارت ترقى كرده در زمان دولت عبد الملك بن نوح بايالت ولايت خراسان سرافراز گشت و در اوان جهان‌بانى منصور بن عبد الملك بنابر توهمى كه از وى داشت خراسان را باز گذاشته علم عزيمت بصوب غزنين برافراشت و بر آن مملكت استيلا يافت و بروايت حمد اللّه مستوفى مدت شانزده سال بدولت و اقبال گذرانيد و چون الپتكين از جهان گذران انتقال نمود ولدش ابو اسحق بر مسند ايالت متمكن گرديد و سرانجام امور ملك و مال را برأى صوابنماى امير سبكتكين كه بوفور شجاعت و سخاوت از ساير اركان دولت الپتكين امتياز داشت مفوض داشت و ايام حيات ابو اسحق پس از اندك‌زمانى بسر آمده در گذشت و اعيان غزنين آثار رشد و نجابت و انوار يمن و سعادت در ناصيهء احوال امير سبكتكين ميديدند و امير در تمهيد بساط عدل و انصاف مبالغه فرموده اساس ظلم و اعتساف را منهدم ساخت امر او لشكريان و اشراف و اعيان را باصناف الطاف و انواع اعطاف بنواخت چند نوبت سپاه بحدود هندوستان برد و از اموال كفار غنايم بسيار بدست آورد و در سنهء سبع و ستين و ثلاثمائه او را فتح بست و قصدار دست داد و بعد از آن واقعه بسبب استدعاء امير نوح سامانى توجه او بجانب خراسان اتفاق افتاد و امير سبكتكين در شعبان سنهء سبع و ثمانين و ثلاث مائه در بلدهء بلخ از عالم انتقال نمود و پس از فوت وى چهارده كس از اولاد او را صورت جلوس بر مسند سلطنة روى نمود مورخان ابتداء سلطنت غزنويان را از سال فتح بست اعتبار كرده‌اند و زمان اقبال ايشان را صد و هشتاد و هشت سال شمرده‌اند ذكر كيفيت فتح بست و قصدار و بيان وصول آستان اقبال امير سبكتكين باوج اقتدار در روضة الصفا مرقوم خامهء لطايف‌نگار حضرت مخدوم مغفرت دثار گشته كه در